تفاوت های مذهب سني و شيعه چيست؟
|
اگر بخواهيم به تمام تفاوت های شيعه و سنی اعم از فقهی، کلامی، حديثی، تاريخی و...بپردازيم وقت و صفحات فراوانی را به خود اختصاص می دهد که مجال آن نيست. لذا تنها به تفاوتهای اصلی اشاره می شود. 1) اختلاف اساسي شيعه و سني برسر خلافت اسلامي و مرجعيت ديني است. اهل سنت امامت را به عنوان رهبري اجتماع قبول دارند، ولي امامت به معناي مرجعيت ديني و به معني ولايت را نمي پذيرند. اهل تسنن براي هيچ كس حتي براي ابوبكر و عمر و عثمان چنين منصبي را قائل نيستند، از اين رو عصمت را در امام و خليفه لازم نمي دانند، ولي شيعه امامان خود را معصوم از خطا مي دانند. از اين رو استاد مطهري(ره) اختلاف سني و شيعه را در بحث امامت ريشه اي مي داند و مي گويد: "آن چيزي كه شيعه به نام امامت معتقد است، غير از آن چيزي است كه آن ها به نام امامت معتقدند. آن چه اهل تسنن به نام امامت معتقدند، يك شأن دنيايي امامت معتقدند. امام همان حاكم ميان مسلمين، فردي از افرادي مسلمين كه بايد او را براي حكومت انتخاب كنند. آن ها بيش از حكومت بالا نرفتند، ولي امامت در شيعه مسئله اي است تالي تلو نبوت و بلكه از بعضي از درجات نبوت بالاتر است". در هر صورت امامت نزد سنی يك مسئلة فرعي مثل نماز خواهد بود، اما امامت در شيعه مفهومي است نظير نبوت. در حقيقت ولايت ادامه نبوت است. اين از رو بايد در كنار نبوت به عنوان يكي از اصول و پايه های دين مطرح گردد. شيعيان پيرو حضرت عليو معتقد به جانشيني بيواسطة آن حضرت بعد از پيامبر گراميو نص و تصريح ولايت آن حضرت در غديرخم از طرف پيامبر اكرمميباشند كه در پي آن پيامبر اسلاممردم را در صحراي گرم و سوزان "خُمْ" متوقف كرد و با بيان خطبهاي از جمله فرمود: "من كنت مولاه فهذا علي مولاه; هر كس من مولا و ولي او بودهام، علي مولا و ولي او است..." و به همين مناسبت آية 62، سورة مائده نازل شد.(الكافي، محمد بن يعقوب كليني;، ج 1، ص 420، دارالكتب الاسلامية، تهران.) و حديث مذكور در منابع و كتابهاي معتبر اهل تسنن نيز نقل شده است.(ر.ك: الدر المنثور، جلال الدين السيوطي، ج 3، ص 98، داراحيأ التراث العربي، بيروت.) به اعتقاد شيعيان ولايت و امامت حضرت علي بن ابيطالب در قرآن كريم نيز مورد تأكيد قرار گرفته و شأن نزول آية 55، سورة مائده كه به آيه ولايت معروف است ـ و نيز بسياري ديگر از آيات قرآن كريم دربارة حضرت عليميباشد.(ر.ك: تفسير مجمع البيان، مرحوم طبرسي;، ج 2، ص 126ـ129، منشورات دارمكتبة الحياة، بيروت.) شيعه معتقد است كه پس از حضرت عليامامام معصوم: يكي پس از ديگري جانشين پيامبر و بيان كننده قرآن و احكام الهي هستند و معتقدند كه تمام وظايف و شئوون پيامبر به جز دريافت وحي تشريعي، براي آنان ثابت است، به همين جهت احكام و معارف اسلامي را از آنان دريافت نموده و پيرو مكتب اهل بيت: ميباشند. شيعيان همچنين معتقدند كه پيشواي مسلمانان بايد عادل، عالم و معصوم باشد و چنين كسي منصوب شده از ناحيه خداوند متعال است و شخص غيرمعصوم نميتواند امامت و ولايت مسلمانان را بر عهده بگيرد و آيه تطهير(احزاب،33) دليل روشني بر عصمت اهل بيت: ميباشد.(ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 17، ص 297ـ306، دارالكتب الاسلامية، تهران.) ولي اهل تسنن چنين اعتقادي را ندارند و جانشيني پيامبر گراميرا به بيعت جمعي از مسلمانان با فردي و يا وصيت يك خليفه نسبت به خليفة بعد از خود و... معتبر ميدانند و اعتقاد دارند كه براي خلافت و رهبري مسلمانان عصمت شرط نيست و مردم هر كس را برگزيدند گر چه عادل هم نباشد، كفايت ميكند! آنان بعد از رحلت پيامبر گراميبه خلافت ابوبكر، عمر و عثمان معتقد هستند و حضرت عليرا خليفة چهارم! ميدانند. آنان منصبي را كه شيعيان براي امامان معصوم: قائلند، قبول ندارند و اغلب آنان در احكام و معارف اسلامي از فتاواي چهار امام معروف خود و احاديثي كه در كتابهاي روايي خود مانند "صحاح ستة" و... جمع آوري شده، پيروي ميكنند. از آن جا كه شيعيان براساس دلايل عقلي و نقلي معتبر مانند: حديث "ثقلين" و دلايل ديگر در احكام و معارف اسلامي پيرو مكتب اهلبيت: ]قرآن و عترت[ ميباشد; ولي اهل سنت از آنان پيروي نميكنند; به همين جهت بين شيعه و اهل سنت در معارف اسلامي و احكام شرعيه مانند: وضو، نماز و... تفاوتهايي وجود دارد كه در اين باره (اختلاف معارف و احكام شرعي) كتابهاي مستقلي نوشته شده كه كتاب "الخلاف" مرحوم شيخ طوسي; بحوث في الملل والنحل، آية الله جعفر سبحاني; الفقه المقارن للاحوال الشخصية بين المذاهب الاربعه السنية والمذهب الجعفري، بدران ابوالعينين بدران; و... از جمله آنها است.
2) اختلاف ديگر سني و شيعه در مورد صحابه رسول الله است. اهل سنت معتقدند همة صحابه عادل اند. ابن حجر مي گويد: "اهل سنت اجماع دارند بر اين كه همة صحابه عادل اند. اما شيعه معتقد است در صحابه منافق نيز وجود داشته و آيه "افك" گواه بر اين مدعا است. از طرفي در منابع شيعه و سنی پيامبر اكرم(ص) ملاك جدايي مؤمن و منافق را محبت امام علي و بغض آن حضرت قرار داده اند. از اين رو هر كس بغض علي(ع) را داشته باشد و با او بجنگد، منافق خواهد بود و در اين جهت فرقي بين صحابه و غير صحابه نيست. شايان ياد آوري است كه امروزه برخي از اهل سنت، عدالت صحابه را قبول ندارند.
3- اختلاف اصلي ديگر در منابع استنباط احكام اسلامي است. اهل سنت در كنار كتاب و سنت و اجماع، قياس، استحسان واجتهاد صحابه و... را نيز به عنوان يكي از منابع اصلي شناخت و تعيين احكام بر شمردهاند كه منظور از اجتهاد، عمل به رأي است. نزد شيعه و اهل بيت، قرآن و سنت دو منبع اساسي براي احكام الهي است و قياس و عمل به رأي و اجتهاد جايگاهي ندارد. اهل بيت خود نيز حكمشان را مستند به قرآن و سنت رسول مي كردند.به صورت كلي به اعتقاد شيعه اماميه , هيچ كس جز نبي اكرم (ص ) حق تشريع , تفسير و تبيين احكام الهي را ندارد. پيامبر اكرم (ص ) از طريق اتصال به منبع غيب , از احكام الهي مطلع مي شدند و مأمور به تبليغ اين احكام بودند. پس از پيامبر اسلام طبق نص و تصريح ايشان , ائمه (ع ) براي تبيين احكام الهي (و نه تشريع آن) منصوب شده اند. از جمله طبق حديث مورد اتفاق جميع فرق مسلمين : «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بها لن تضلوا ابدا ; دو شيء گرانبها ميان شما باقي مي گذارم : كتاب خدا و اهل بيتم , مادامي كه به اين دو چنگ بزنيد گمراه نخواهيد شد». البته اختلافات ديگري نيز در مسائل جزئي و امور عبادي وجود دارد، مانند نحوه وضو گرفتن، نحوه نماز خواندن كه همه به مبناي كلامي واعتقادي بر مي گردد كه توضيح داده شد. البته شباهت هاي سني و شيعه زياد است. در اصل اعتقاد به توحيد و نبوت و معاد و قرآن و كعبه و وجوب نماز و روزه و زكات و بقيه فروع دين بسياري از احكام و محرمات مانند حرمت قمار و شراب و دروغ و غيبت و... وحدت نظر وجود دارد.
4- همچنانكه اشاره شد اهل سنت چون به امامت و عصمت اعتقادندارند درنتيجه كليه مسائل اعتقادي و احكام و ساير آموزه هاي مذهب خود را از افراد و غير معصوم گرفته اند و اما شيعه كليه آموزه هاي ديني را از امامان معصوم فراگرفته اند . شيعه تحت تعليم امامان معصوم است و اهل سنت عمده مباني اعتقادي و فرعي را از اشخاص حداقل قرن بعد از پيامبر مثل ابو حنيفه - احمدبن حنبل - مالك - شافعي ميگيرند لذا از همين رهگذر اختلافاتي در فروعات فقهي و اصول اعتقادي داريم ضمن اينكه در اصل توحيد - نبوت - معاد اصل نماز روزه و مسائل ديگر اشتراكاتي داريم اما مواردي هم مثلاً در صفات خدا - شرائط نبي و مباحثي مثل رجعت و چگونگي نماز وروزه و 000 اختلافاتي داريم .
5- با ارتحال جانسوز پيامبر گرامي اسلامو قطع ارتباط مسلمانان با غيب و وحي دراثر استفاده از رأي و اجتهاد شخصي، اختلافهاي فراواني بين مسلمانان بوجود آمد که از جمله آنها اختلاف در آوردن قلم و كاغذ طبق درخواست پيامبر گراميپيش از وفات آن حضرت بود. 6- اختلاف ديگر در رحلت پيامبر گرامي اين بود که به اين معنا كه آيا آن حضرت ميميرد و يا مثل حضرت عيسي به آسمان برده ميشود که عمر بن خطاب منکر رحلت آن حضرت بود! 7- اختلاف در محل دفن آن حضرت. 8- اختلاف در فدك كه متعلق به حضرت زهرا( سلام الله عليها) بود و... هر كدام از اختلافهاي مذكور براي اسلام و مسلمانان زيانهايي را در بر داشت، ولي مهمترين و برجستهترين اين اختلافها بحث امامت و جانشيني پيامبر گراميبود كه ساير اختلافها را تحت الشعاع خود قرار داد.
كتاب جهت آشنايي بيشتر 1- كتاب محمدرضا مظفر ( عقايد شيعه ) ترجمه استشهادي 2- كتاب سيد عبدالحيسن شرف الدين ( اجتهاد در مقابل نص ) جهت آشنايي با مسائل شيعه و سني مراجعه فرمايد . 3- ملل و نحل جعفر سبحاني 4- كتاب معالم المدرستين يا ترجمة آن به نام نشانه هاي دو مكتب علامه سيد مرتضي عسگري مراجعه فرماييد. |
کشف محموله بزرگ بکارت مصنوعی در سرزمین وهابیت
به گزارش شیعه آنلاین، رسانه های عربستان سعودی اعتراف کردند که نیروهای
امنیتی فرودگاه بین الملل «ملک خالد» در ریاض پایتخت عربستان، بزرگ ترین
محموله حامل بکارت مصنوعی که راهی بازارهای سعودی بود را کشف و ضبط کردند.
در همین راستا «سلیمان التویجری» مدیر اداره گمرک این فرودگاه ضمن تأیید
این خبر، افزود: هنوز منبع اصلی ارسال کننده این محموله مشخص نشده اما
بررسی های لازم در حال انجام است.
از سوی دیگر «محمد المطوع» رئیس دانشکده امور اجتماعی دانشگاه «محمد بن
سعود» ریاض در این باره گفت: کشف چنین محموله ای که راهی عربستان بود،
نشانه و علامتی بسیار خطرناک است. این مسأله عمق انحرافات جنسی موجود در
کشورمان را نشان می دهد. نشان می دهد که پشت پرده و یا در لایه زیری جامعه
چه می گذرد. در واقع می توان تا حدودی آمار ارتباطات غیر مشروع را پی برد.
وی در ادامه افزود: دختران پس از داشتن ارتباطات غیر مشروع، برای آماده شدن
جهت ازدواج، از این محصولات استفاده می کنند تا پس از ازدواج همسرشان
واقعیت ارتباطات غیر اخلاقی قبل از ازدواج آنان را متوجه نشود. ورود چنین
کالایی به کشورمان، باعث می شود که بر آمار این گونه ارتباطات و انحرافات
نیز افزوده شود.
قابل ذکر است بررسی اعتقادات پیروان فرقه ضاله وهابیت نشان می دهد که
پيروان این فرقه بیش از دیگر فرقه های تاریخ، اعتماد به نفس داشته و خود را
بر حق دانسته اند. بر اساس اعتقادات وهابیت، پیروان دیگر ادیان و مذاهب
همگی کافر هستند و بر همين اساس ريختن خون آنان و کشتنشان حلال است.
شفا گرفتن بر شیعه حرام و بر وهابیت حلال است؟!
به گزارش شیعه آنلاین، یکی از اشکالات و شبهاتی که همواره پیروان فرقه ضاله
وهابیت تلاش می کنند به پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بگیرند،
موضوع "توسل" است.
وهابیون متوسل شدن و اقدامات مشابه را بدعت می دانند. اما نکته جالب
اینجاست که وقتی خودشان این کار را می کنند، به هیچ وجه آن را بدعت نمی
دانند.
بیشتر رسانه های سعودی روز گذشته در خبری مشابه، از مسلمان شدن یک زن مسیحی پس از شفا گرفتن با آب زمزم در عربستان خبر دادند.
این رسانه ها ضمن افتخار کردن به این موضوع – که جای افتخار هم دارد –
نوشتند: یک کارگر مسیحی از کشور سریلانکا که بیش از 15 سال از بیماری رنج
می برد، پس از نوشیدن آب زمزم شفا گرفت و بیماریش به طور کامل محو شد.
وی پس از مسلمان شدن نام خود را از "راجو" به "فریده" تغییر داد. او در حال
حاضر خدمتکار یک خانواده سعودی در شهر "حائل" است. خبر مسلمان شدنش مورد
توجه رسانه های سعودی و سایت های نزدیک به وهابیت قرار گرفت.
اهل سنت تالش
شیعه را هم بخوانید
من اسالمی هستم
بعضی دوستان می گویند که شما کجایی هستی . من اسالمی هستم ودر یکی ازروستاهای اسالم زندگی می کردم و چون الان در شهر تالش هستیم با شیعیان بیشتر دم خور هستم. آشنایی من با شیعه در دوران دانشجویی آغاز شد و با مطالعه کتب گوناگون با شیعه آشنا شدم . چون با آقای محمدی روحانی محلمان آشنا بودم و تفکرات متعصبانه ایشان را می دانستم بعد آشنایی با شیعه می خواستم گفته های ایشان را بررسی کنم . ولی دیدم همه دروغ و با تفکر تعصبی بوده است. قریشی هم در صحبتهایی که با ایشان داشتم خیلی بی منطق بود. او تمام شیعیان را کافر می داندو خود را عالم بزرگ اهل سنت ایران.
من با خواندن کتاب شبهای پیشاور و مقایسه آن با متون سنی شیعه شدم
شما هم این کتاب رابخوانیدو قضاوت کنید
کتاب آنگاه شیعه شدم تیجانی را
موفق باشید
آماده شنیدن سخنان شما هستم .
وهابیت را بشناسید: یک سنی شیعه شده افشا می کند
|
|
دكتر عصام العماد، شيعهشناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام و فارغالتحصيل دانشگاههاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و به مذهب تشيع گرويده است، در گفتوگوي تفصيلي به تشريح شكلگيري فرقه وهابيت و افشاي ماهيت آن پرداخته است.
وي با بيان اين كه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است، گفت كه نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت ميگيرد ناشي از اين تفكر است.العماد، بزرگترين مشكل دنياي اسلام را حركت وهابيت دانست و با بيان اين كه وهابيون به مقولهاي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند، پيشنهاد داد كه علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيهاي مشترك صادر كنند. وي با اشاره به اين كه فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است، آن را در راستاي متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و اخوان المسلمين دانست. دكتر عصام العماد كه يمنيالاصل و 39 ساله است و تحصيلات خود را در دانشگاههاي عربستان گذرانده و روزي خود در زمره پيروان وهابيت بوده و امروز به عنوان يك شيعهشناس در ايران به تدريس و تاليف مشغول است، در گفتوگويي تفصيلي با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: صدور فتواي تكفيري 38 نفر از علماي وهابي عربستان چيز غريب و جديدي نيست؛ چرا كه وقتي ما به تاريخ وهابيت از بدو تأسيس آن نگاه ميكنيم، مشاهده ميكنيم كه وهابيت در بستر تكفير به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است. وي گفت: گمان نميكنم هيچ مذهبي همانند وهابيت در فضاي تكفيري تبلور يافته باشد و متاسفانه اينگونه تندروي آنان ناشي از جهل به معني تكفير و خصوصيات آن است. العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ايران آمدم مشغول تاليف كتب و نقد روش وهابيت شدم كه يك نمونه از مناظراتم با يكي از مفتيهاي كويت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسي نيز ترجمه شده است. مؤسس فرقه وهابيت اطلاع كاملي از علوم اسلامي چون منطق و اصول و لغت نداشته است وي ادامه داد: شيخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابيت است و فردي است كه در خانوادهي علمي رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصيل كرده است وليكن متاسفانه انحرافات بزرگ فكري داشته است. معتقدم شيخ عبدالوهاب با دو مشكل بسيار بزرگ دست و پنجه نرم ميكرد كه البته اين دو مشكل را از مطالعات مكرر كتابهاي وي، كشف كردهام. مشكل اول وي كمبود علم بوده است. او اطلاع كاملي از علوم اسلامي چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است. وي گفت: شيخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصيلي كامل و جامع از علوم، در يك دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شكلي ملازم نزد شخصيتي علمي تلمذ كند. عصام العماد افزود: متأسفانه شيخ محمدعبدالوهاب قبل از اينكه تحصيلات خود را بهطور كامل تكميل كند، عهدهدار امر تبليغ دين شد؛ اين در حالي بود كه وي داراي روحيه تندرويي بود. مشكل اساسي و بزرگ موسس وهابيت انحراف سلوكي نبوده بلكه مشكل فكري بوده است وي مشكل دوم شيخ محمد عبدالوهاب را انحراف فكري و عقيدتي برشمرد و عنوان كرد: مشكل اساسي و بزرگ وي، مشكل فكري بوده است كه نمونه چنين مسألهاي درميان خوارج در زمان امام علي عليهالسلام وجود داشته است. عبدالوهاب علاوه بر شيعه، اهل تسنن معتدل را نيز مورد هجمه قرار داد وي اضافه كرد: از بدو ظهور شيخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افكار خطرناكي از وي بوديم كه متأسفانه وي فقط بر ضد شيعه عمل نكرد بلكه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نيز مورد هجمه فتوايي خود قرار داد. عصام العماد گفت: شيخ محمد عبدالوهاب معناي حقيقي و ضوابط اصلي تكفير را پي نبرده بود؛ بنابراين جمع كثيري از مسلمانان شيعه و سني را داخل در دايره شرك و تكفير نمود و اين همان خطر بزرگ است. وي هركس كه تابع افكارش نبود را ضد توحيد ميانگاشت. وي ادامه داد: اين شخصيت با فكر شخصي خود قواعدي را در زمينه توحيد تدوين كرده بود و هر كسي را با اين چهارچوب مخالفت يا نقد ميكرد، كافر ميشمرد و بر اين اساس مشاهده ميكنيم بزرگان علمي عالم اسلام را رد كرده است؛ مثلا كتاب توحيد زمخشري، تفسير آيات توحيد امام فخر رازي و امام ابوحامد غزالي، طبرسي و عسقلاني، ثعلبي و حتي طبري كه از علماي بزرگ اهل سنت است، در نظر شيخ محمد عبدالوهاب مصداق كتب مضله است و نويسنده آن كتاب، كافر است. اين محقق تاريخ اسلام خاطر نشان كرد: شيخ محمد عبدالوهاب يك نوع حساسيتي در مساله توحيد داشت و درصدد بود با فكر خودش اين مساله را حل كند غافل از اينكه كميتش در اين زمينه لنگ بود و او با كارش نه فقط مشكل در عربستان، بلكه در تمام جوامع اسلامي از اندلس تا ايران و پاكستان و در ميان تمام فرق اعم از اشعري،معتزله، سلفيه و شيعه و... ايجاد كرد. وي باعث شد جنبشهاي بزرگ اسلامي به چند دستگي مبدل شوند و از حركت باز ايستند. موسس وهابيت ميخواست توحيد ساختگي خويش را بر ديگران تحميل كند عصام العماد تاكيد كرد: بنده در صدد اين نيستم كه نيت شيخ محمدعبدالوهاب را در اين كار بيابم؛ چرا كه نيت، امري دروني و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه براي من مسلم است، اين است كه شيخ با عملكردش ميخواست توحيد ساختگي خويش را بر ديگران تحميل كند، بدون اينكه درك جامعي از آن داشته باشد. او به قدري تعصب داشت كه در نامههاي خويش به ديگران، آنان را مشرك خطاب ميكرد و ميگفت (من محمد عبدالوهاب الي المشركين). وي معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش براي طرفدارانش مباح است. وي ادامه داد: حتي شيخ سليمان عبدالوهاب برادر شيخ محمد عبدالوهاب نيز به مقابله با او پرداخت و روزي به او گفته بود«تو هرگز كتابهايي را كه خواندهاي به درستي درك نكردهاي». وي تاكيد كرد: بسياري از مسايلي را كه شيخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدري تند است كه بسياري معتقدند «ابن تيميه» كه او هم يكي از شخصيتهاي افراطي در تاريخ بوده است، از وي معتدلتر بوده است؛ چرا كه در باب بدعت، كثيري از امور هستند كه شيخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرك دانسته، ولي «ابن تيميه» چنين نكرده است. دكتر عصام العماد، فتواي تكفيري 38 تن از علماي وهابي را متأثر از فتاواي شيخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه كرد: تا زماني كه راه حلي براي اين معضل نيابيم، مشكل جهان اسلام حل نخواهد شد. بزرگترين مشكل دنياي اسلام حركت وهابيت است وي گفت: شيخ محمدسعيد رمضان لوطي كه از فقهاي بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامي از سراسر جهان اجتماعي تشكيل داديم تا مشكلات جهان اسلام را بيابيم و حل كنيم. پس از بحث به اين نتيجه رسيديم كه بزرگترين مشكل كه دنياي اسلام با آن دست و پنجه نرم ميكند حركت وهابيت است.» اينان مشكلاتي در تمام دنيا اعم از آمريكا و فرانسه، آلمان و چين و تمام جاهايي كه در آن نفوذ كردهاند، ايجاد نمودهاند. دكتر العماد از قول دكتر علامه يوسف قرضاوي نقل كرد: در دنياي اسلام كسي اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اينكه وهابيت كتابي در لعن آن نوشته است چه شيعه باشد چه سني، چه زيدي و چه... وي خاطر نشان كرد: به عنوان مثال يك وهابي كتابي در رد سيد جمالالدين اسدآبادي به نام «تحذير الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسي» نوشته است. يك وهابي ديگر كتابي در رد صاحب «تفسير المنار» به نام «صواعق من النار علي صاحب المنار: هجوم شعلههاي آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. ديگري كتابي به نام «الكلب العالي يوسف القرضاوي: ... بزرگ يوسف قرضاوي» نوشته است. تمام نوشتههاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است عصام گفت: بنده قبل از شيعه شدنم نزد فردي به نام «المدخلي» درس ميخواندم كه نزد اين شيخ قريب 100 كتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سيد محمد قطب»، «شيخ محمد غزالي»، «آيتالله خويي»، «شيخ محمد عبده» و ... وجود داشت. اين در حالي است كه ما در ميان كتب وهابيون كتابي در رد ماركسيست، بودائيسم، بهائيت و تفكرات اسراييلي و آمريكايي نميبينيم. تمام نوشتههاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است. فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است اين، فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است فتواي وهابيون در راستاي متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و اخوان المسلمين است وي تاكيد كرد: فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است و بايد توجه داشت كه اين فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است زيرا تمام علماء و مفتيهاي عربستان كارگزار حكومت هستند. اين فتوا در جهت منافع اسراييل و براي متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و حماس و اخوان المسلمين و... صادر شده است. عصام العماد، ظهور وهابيون معقول در عربستان را از پديدههاي مبارك ياد كرد و به خبرنگار فقه و حقوق ايسنا گفت: شيخ سليمان العوده، سردمدار وهابيون معقول از جمله كساني است كه شجاعت نقد شيخ محمد عبدالوهاب را يافت و او را به خطا منتسب كرد. وي، دليل تحقق چنين امري را داراي ريشهي تاريخي عنوان كرد و گفت: پس از آنكه بين «ملك فيصل» و «جمال عبدالناصر» درگيري پيش آمد، «ملك فيصل» جهت انتقامگيري، جمعي از علماي اهل تسنن مصر از جمله «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» را به عربستان دعوت كرد تا آنان را بر ضد «جمال عبدالناصر» به كار گيرد وليكن وقتي آنان وارد عربستان شدند چون از تفكرات «سيد جمالالدين اسدآبادي» و «شيخ محمد عبده» تاثير پذيرفته بودند، تفكرات «شيخ محمد عبدالوهاب» را مورد انتقاد شديد قرار دادند. عصام العماد گفت: وقتي اينان وارد عربستان شدند «شيخ ربيع مدخلي» و «بنباز» تعبيري كرده و گفته بودند ورود اينان به منزلهي بمبي است كه موجب انفجار تفكر وهابي خواهد شد. وي ادامه داد: «سيد محمد قطب» پس از محكوميت به اقامت اجباري در عربستان مشغول تدريس شد و شاگردان معقولي چون «سليمان العوده» را پرورش داد. درشرايطي كه امام علي علیه السلام وعمربنخطاب درعربستان نقد ميشدند،كسي حق نقد عبدالوهاب را نداشت عصام العماد گفت: من به ياد دارم زماني در دانشگاههاي عربستان نقد امام علي عليهالسلام و حتي عمر بن خطاب به راحتي صورت ميگرفت ولي هيچكس حق نقد شيخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در اين ايام با ظهور بزرگاني شجاع چون «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» اين وضعيت افول يافت. وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي«قطب»مقابله كنند،او را به شورش عليه ولي امر خودمتهم كردند وي ادامه داد: وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي «سيد محمد قطب» مقابله كنند، او را متهم كردند به اينكه عليه ولي امر خود شورش كرده است كه او نيز در جواب گفته بود اگر ولي امري براي من باشد، او «جمال عبدالناصر» است. حركت وهابيت در جهت اهداف انگليس، آمريكا و اسراييل است نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت ميگيرد ناشي از اين تفكر است عصام العماد، حركت وهابيت را در جهت اهداف انگليس و آمريكا و اسرائيل برشمرد و گفت: اين مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور ديگر اهتمام ندارد و معتقدند زيارت قبور شرك است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت ميگيرد ناشي از اين تفكر است. اين تا جايي بوده است كه برخي از علماء گفته بودند، گويي شيخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراين عقدهاي دروني در اين مورد دارد. وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت ميدانند وي، بناي قبور و اشكال مختلف مقبره را از جمله امور عرفي برشمرد و اضافه كرد: وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت ميدانند. به اعتقاد عبدالوهاب، مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعونترند مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام گفت: محمد عبدالوهاب آنچنان در مورد مسلمانان تندرو بود كه در كتاب خود نوشته است مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعونترند. مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود وي تصريح كرد: معتقدم هر جا تكفيري صورت گيرد پس از آن انفجاري در عالم رخ خواهد داد و مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود. اين محقق و پژوهشگر تاريخ و حديث تاكيد كرد: بايد مومنين كاملا مواظب و هوشيار باشند چرا كه پشيماني پس از تحقق مشكلات سودي نخواهد داشت. وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد عصام العماد ابراز عقيده كرد: وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد بلكه اگر فرصت يابند، حرم ديگر ائمه اطهار را نيز منفجر خواهند كرد. علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيهاي مشترك صادر كنند وي پيشنهاد كرد: در مقابل صدور فتاوي تكفيري تمام بزرگان اهل سنت و شيعه در تمام نقاط عالم جمع شوند و بيانيهاي در محكوميت چنين اموري صادر كنند چرا كه كوتاهي در اين كار ضرر را متوجه همگان خواهد كرد. محكوميت مراجع ديني در قم و نجف در اين زمينه كافي نيست. از يك وهابي معتدل شنيدم كه ميگفت دولت ما ايران است نبايد با وهابيون عكسالعملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد عصام العماد اظهار داشت: الحمدالله امروز تمام مسلمانان از شيعه و سني به جمهوري اسلامي ايران اطمينان دارند و خودم از يك وهابي معتدل شنيدم كه ميگفت دولت ما ايران است. نبايد با وهابيون عكسالعملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد. در حوزههاي علميه ايران فتوايي بر تكفير اهل سنت نديدهام وي تعصب شديد وهابيون را يكي از مشكلات بزرگ آنان عنوان كرد و ادامه داد: متاسفانه در تمام دانشگاههاي عربستان كتابهاي شيخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسي است و از همان ابتدا افكار اين شخصيت در وجود دانشجويان مستقر ميشود لذا به ياد دارم كه وقتي در دانشگاه «محمد سعود» درس ميخواندم قريب هزار رساله دكترا در تكفير شيعه وجود داشت. اين در حالي است كه در حوزههاي علميه ايراني ما فتوايي بر تكفير اهل سنت نديدهام. وهابيون به مقولهاي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند عصام العماد در ادامه گفتوگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: وهابيون به مقولهاي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند و «محمد كباري» كه يك عالم بزرگ سعودي كتابي فقط در رد تقريب مذاهب نگاشته است و «ابنجويري» فتوي بر حرمت خوردن غذاي شيعه داده است؛ بنابراين اصلاح آنان كار آساني نيست. مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است وي در عين حال خاطر نشان كرد: متاسفانه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است به گونهاي كه اگر مصلحت خود را در ارتباط با شيعه ببينند صدها كتاب در اسلاميت شيعه مينويسند. عصام العماد عنوان كرد: علماي عربستان وقتي ديدهاند ايران به عنوان رهبر فكري دنياي اسلام شناخته شده است، درصدد هجمهي ايران برآمدهاند و آنان وقتي انفجارات در كشور خود را ديدند به جهت تحقق چنين انفجاراتي در ايران، با صدور فتواهاي تكفيرانه افكار را به چنين سمتي هدايت ميكنند. ايران بايد با جمع بين ديپلماسي و دين هوشيارانه در جهت خنثي كردن تحريكات وهابيون برآيد وي گفت: جمهوري اسلامي كه آراسته به سياست علوي است بايد با جمع بين ديپلماسي و دين هوشيارانه در جهت خنثي كردن تحريكات آنان برآيد. شيعه شدنم هديهي آسماني بود دكتر عصام العماد، شيعه شدنش را هديهي آسماني برشمرد و گفت: من در نزد «بنباز» در عربستان مشغول تحصيل بودم و با خود در اين انديشه بودم كه پس از قرنها ارادات خالصانه نسبت به امام علي و امام حسين علیه السلام و ديگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عدهاي موج ميزند و كهنه نشده است و از طرف ديگر نقدهاي شديد نسبت به امام علي علیه السلام و امام حسين علیه السلام را در مجالس علمي عربستان مشاهده ميكردم و ميديدم ظلمهاي يزد و معاويه توجيه ميشود ولي به راحتي امامان شيعه نقد ميشوند. مشاهده ميكردم در عربستان كتابهايي در دفاع از يزيد و... نوشته شده و هيچگونه انتقادي بر آنان وارد نكردهاند وي ادامه داد: بنده مجالسي را مشاهده ميكردم كه به راحتي امام علي علیه السلام را نقد ميكنند ولي وقتي فضايل امام -كه حتي در خود كتابهايشان نيز هست- ميشنوند، قدرت تحمل ندارند. مشاهده ميكردم كتابهاي متنوعي در دفاع از يزيد و عمروعاص و... نوشته شده است و هيچگونه انتقادي بر آنان وارد نكردهاند. وي ادامه داد: اينگونه جريانات باعث شد بر نفسم عتاب كنم و خود را به مطالعه در سيرهي اهل بیت علیهم السلام وادار كردم. مدرس مجمع جهاني اهل بیت علیهم السلام به ايسنا گفت: در شبي از شبهاي ماه رمضان پس از نماز تراويح در مجلسي حاضر شدم كه امام علي علیه السلام را در قفس اتهام گذاشته بودند و به تمام عملكرد او بدون دليل اعتراض ميكردند و او را خليفهاي عنوان ميكردند كه اگر زودتر كشته ميشد، آمريكاي امروز مسلمان ميگشت. ديدم آنان امام حسين علیه السلام را سببساز فتنه بزرگ اجتماعي ميناميدند كه پس از اين جلسه به شدت به مطالعه و تحقيق در زندگي اهل بیت علیهم السلام روي آوردم. پس از مطالعات تخصصي، دريافتم كه تمام كارهاي امام علي علیه السلام بر طبق عقل و منطق بود به اين نتيجه رسيدم كه سخنان وهابيون تماما توجيهات ركيكه و فاقد منطق است وي اذعان كرد: پس از مطالعاتم كه به طور تخصصي انجام دادم، يافتم كه اتفاقا تمام كارهاي امام علي علیه السلام بر طبق عقل و منطق بود و به اين نتيجه رسيدم كه سخنان وهابيون تماما توجيهات ركيكه و فاقد منطق است. مثلا آنان احاديث فضايل امام علي عليهالسلام را بياهميت ميخواندند ولي نفرين پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد معاويه (خداوند هيچ وقت شكمت را سير نكند) را از جمله فضايل معاويه ميدانستند و توجيه ميكردند مقصود از اين حديث اين است كه معاويه هيچگاه سير نشود و بخورد و سلامت پيدا كند. عصام العماد افزود: شيعه شدن من نه فقط به اراده خودم بلكه با كرامت الهي و عنايت آسماني تحقق پذيرفت و خداوند را با تمام وجود بر اين نعمت عظمي شاكرم و از او ميخواهم مرا به معارف بيشتري هدايت كند. به دليل شيعه شدنم هماكنون مورد تكفير وهابيون هستم وي در پايان خاطر نشان كرد: بنده به دليل شيعه شدنم هماكنون مورد تكفير وهابيون هستم. |
اهل سنت تالش بخوانند:کتاب شبهای پیشاور من راشیعه کرد
کتاب شبهای پیشاور من را شیعه کرد. چون من به هر ادعایی که در این کتاب شده بود مراجعه می کردم و می دیدم که از متون کتابهای خود ما اهل سنت اتخاذ شده است.پیشنهاد میکنم بدون تعصب این کتاب را تهیه کنید و در این کتاب به تمام منابع اهل سنت ارجاع داده شده است . آنها را با منابع اهل سنت مقایسه کنید اگر دروغ بود بگویید دوباره سنی می شوم و لی اگر راست بود تعصب را کنار بگذارید و به اهل بیت ملحق شوید تا رستگار شوید
نجات در اهل بیت پیامبر است نه در عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه.
اینها همه شرابخوار و زناکار و دروغگو بودند اما علی کرم الله وجه هیچگاه بت نپرستید گناه نکردو...
اینها مثل ماشین صافکاری شده هستند. ادم عاقل ماشین صفرکیلومتر را رها نمی کند
معاویه مادرش هند جگرخوار است
فضایل مادر معاویه:
هند دختر عتبه بن ربیعه بن عبد شمس را مادر معاویه خوانده اند. از روسپیان و فاحشه های معروف مکه بود و به بردگان سیاه علاقه بسیار داشت؛ ولی هنگامی که فرزندی سیاه به دنیا میآورد، از ترس رسوایی میکشت. همچنین وی از مطربه های عرب بود و هشتصد رقاصه تربیت کرده بود که با جام شراب اطراف کعبه، در حال رقص طواف می کردند. هند آنقدر در فحشاو...و زنا شهرت داشت که برخی از شعرای آن روز، مثل حسان بن ثابت شاعر مشهور صدر اسلام، درباره فساد و فحشای وی اشعاری سروده اند. و حتی در روز فتح مکه، وقتی که هند برای بیعت به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه واله آمد، به ایشان عرض کرد که ما بر چه چیز با تو بیعت کنیم؟ حضرت فرمودند: بر اینکه زنا نکنید!
هند دختر عتبة بن ربیعه، همسر ابوسفیان و مادر معاویه، از زنان مشهور عصر خویش و از سرسختترین دشمنان اسلام بود. نخست همسر خوص بن مغیره بود و پس از وی به ازدواج ابوسفیان درآمد. پس از ظهور اسلام در مکه، همواره از مخالفان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود و مردم را علیه آن حضرت میشوراند.
در جنگ بدر، پدرش عتبه و برادرش شیبه و پسرش حنظله به دست دلاوران بنیهاشم همچون علی بن ابیطالب و حمزه سیدالشهدا به قتل رسیدند. از این رو کینه وی به اسلام افزون گشت و سوگند یاد کرد تا انتقام خود را از محمد صلی الله علیه و آله نگرفته، هیچگاه خود را زینت نکند و به نزد همسر خود نرود. در جنگ تاریخی احد هند به همراه گروهی از زنان مشرک مکی در آن جنگ شرکت جست و با خواندن آواز، مبارزان مشرک مکه را به جنگ واداشت.
هند با وحشی غلام جبیر بن مطعم پیمان بست که اگر محمد یا علی یا حمزه را بکشد، وی را از خویش راضی سازد!! وقتی حمزه توسط وحشی به قتل رسید، هند بدن حضرت حمزه را مثله کرد و جگر او را بیرون کشید و با دندان آن را فشرد. از آن زمان، به (هند جگرخوار) شهره شد.
هند در سال هشتم هجرت به هنگام فتح مکه، اظهار اسلام کرد و با پیامبر بر عدم اعمال منافی عفت و زنا پیمان بست.
مورخان نوشتهاند هند در جنگ یرموک که در عصر خلفا در منطقه شام درگرفت به همراه شوهرش ابوسفیان شرکت کرد و جنگجویان را به رسم جاهلیت به مبارزه فراخواند. سرانجام در سال چهاردهم هجرت در زمان خلافت عمر درگذشت.
احمد بن حنبل و فضل شیعه
مسند نگارى روش ويژهاى است در گردآورى حديث.
توضيح اينكه: در نگارش حديث، گاهى محور ابواب فقهى و عقيدتى است، مثلا محدث براى هر يك از احاديث مربوط به طهارت و صلاة و يا ايمان و كفر بابى به همان نام منعقد كرده و احاديث مربوط به هر باب را در آنجا گرد مىآورد، همچنانكه كلينى در «كافى» و صدوق در «فقيه» و شيخ در «تهذيب» و «استبصار» و همچنين مؤلفان صحاح ششگانه همين راه را پيمودهاند و از مزاياى اين نوع نگارش اين است كه مراجعهكنندگان حديث مورد علاقه خود را به آسانى پيدا مىكنند.
و گاهى محور، ابواب و عناوين نيستبلكه به دنبال نام هر صحابى، يا راوى بلا واسطه از امام، تمام مرويات او اعم از صحيح و غير صحيح در يك جا گرد آورى مىشود، و در گرد آورى روايات بيش از يك نفر ترتيب الفبايى رعايتشود، مثلا روايات ابى بن كعب پيش از روايات «انس بن مالك» و يا روايات زراره، قبل از مرويات «محمد بن مسلم» نقل گردد.
از آثار برجسته احمد بن حنبل، مسند او است. وى در اين جامع روايت هر صحابى را در يك جا گرد آورده، اين كتاب را از ميان، هفتصد هزار حديث و يا كمى بيشتر، گلچين كرده است و در شماره احاديث مسند، اقوال مختلف است، و طبق اظهار نظر آقايان خدايى و موسوى نژاد دركتاب «بررسى مسند احمد» كه زير نظر حضرت والد نوشتهاند شماره احاديث آن حدود 26500 حديث است البته اين نه به آن معنى است كه اين مقدار حديث مستقل و غير مكرر در اين كتاب وارد شده است، بلكه اين شماره نمايانگر تعداد اسناد روايات است كه چه بسا يك متن با سندهاى مختلف نقل شده و طبعا در مقام شمارش ده حديثشمرده شده است.
مثلا احمد از يك صحابى به نام «ابو رمثه» يك حديث را با پانزده سند نقل كرده، درحالى كه متن يكى است، و فقط اختلاف در سند دارند و در مقام شمارش اين نوع از احاديث، به تعداد سند شمارش شده است.
بارى سخن در جلوههاى تشيع در كتاب و گفتار او است.
او در كتاب خود فضايل امام على و اهل بيت پاك او را ، نقل كرده و مرحوم قوام الدين وشنوى همه آنها را تحت ابوابى استخراج كرده و در يك جلد در قم چاپ شده است. در اين جا دامن سخن را در اين بخش كوتاه مىكنيم، به جلوههاى تشيع در گفتار او بسنده مىنماييم.
1. على خلافت را زينت داد
عبد الله فرزند احمد بن حنبل مىگويد: روزى در محضر پدرم بودم گروهى از ساكنان محله كرخ بغداد بر او وارد شدند، و در باره خلافتخلفاى چهارگانه زياد سخن گفتند، پدرم رو به آنان كرد وگفت: دربارهى على و خلافت او سخن زياد گفتيد، آگاه باشيد، خلافت، على را زينت نداد، على بود كه به خلافت زينتبخشيد.
ابن ابى الحديد پس از نقل اين سخن مىگويد: مقصود احمد اين است كه ديگر خلفا خود را با خلافت آراستند وخلافت كاستيهاى آنها را جبران كرد، اما در على كاستى وجود نداشت، كه خلافت آن را جبران نمايد. (1)
در باره فضايل صحابه پيامبر، بالاخص خلفا روايات زيادى در كتب حديثى وارد شده است اما قسمت اعظم آنها مخدوش و ضعيف است، با توجه به اين اصل كه يادآور شديم، پسر احمد مىگويد: روزى از پدرم شنيدم كه مىگفت:
«ما لاحد من الصحابة من الفضائل بالاسانيد الصحيحة مثل ما لعلي». (2)
در باره فضيلت هيچ يك از صحابه، به اندازه على، روايت صحيح نقل نشده است.
3. هيچ كس را با خاندان على نمىتوان سنجيد
به پدرم گفتم : در باره صحابه چه نظرى دارى، گفت: در خلافت، ابو بكر و عمر و عثمان برترند، گفتم: پس على چگونه است؟ در پاسخ گفت: فرزندم، على از خاندانى است كه هيچ كس را با ايشان نمىتوان سنجيد. (3) او تلويحا رسانيد كه على بالاتر از اين معادلهها است كه با ديگر صحابه ويا خلفا در يك سنجش قرار گيرد.
4. مقصود از اينكه على قسيم الجنة والنار است، چيست؟
يكى از شاگردان احمد بن حنبل به نام احمد بن منصور مىگويد: نزد استادم بودم كه مردى از او پرسيد: حديثى كه مىگويد على تقسيم كننده دوزخ است چيست؟
احمد در پاسخ گفت: چه اشكال دارد مگر پيامبر طبق نقل به على نگفته است تو را جز مؤمن دوست نمىدارد، و تو را جز منافق دشمن نمىدارد.
سؤال كننده گفتار احمد را تصديق كرد، آنگاه ميان آن دو سؤال وجوابى به شرح زير رد و بدل شد.
احمد گفت: جاى مؤمن كجاست؟
مرد در پاسخ گفت : در بهشت است.
بار ديگر احمد پرسيد:جاى منافق كجاست؟
آن مرد در پاسخ گفت: در دوزخ است.
احمد از دو اعتراف اين مرد نتيجه گرفت پس على تقسيم كننده دوزخ استيعنى وجود على در عالم آفرينش و مهر ورزيدن بر او يا ابراز خشم بر وى طبيعتا افراد را دو دسته كرده ، سرنوشت دسته نخستبهشت و سرنوشت گروه دوم را دوزخ قرار داده است. (4)
5. جعل فضايل در باره مخالفان على عليه السلام
فرزندش عبد الله مىگويد: پدرم به من گفت: مخالفان على در زندگى على زياد كنجكاوى كردهاند تا در او به نقطه ضعفى دستيابند اما موفق نشدهاند، از اين جهت تصميم گرفتهاند در باره كسانى كه با على نبرد كردهاند نقل فضايل كنند. طبعا فضايلى را جعل كرده و به آنها نسبت دادهاند.
پي نوشت ها :
1. شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد:1/52.
2. ابن الجوزى، مناقب احمد:163.
3.همان.
4. طبقات الحنابلة:1/320، نگارش ابو الحسين محمد بن يعلى: ط قاهره.
دین معاویه
نفاق
معاویه و خانواده اش پس از فتح مکه به ظاهر اسلام آوردند. ولی خدا و پیامبرش را باور نداشتند. سخنان رسول خدا و اصحابش نیز بر درستی این گفتار گواهی می دهد.پیامبر اسلام علیهالسلام فرمود: هر گاه معاویه را بر منبرم دیدید، او را بکشید. این فرمان پیامبر آن هم پس از گذشت سال ها از اسلام آوردن معاویه، انحراف فکری و عملی او را نشان می دهد.
علی علیه السلام در نامه ای به معاویه چنین نوشت: خود را از این گمراهی جدا ساز و دور کن، در حالی که سن تو بالا رفته و عمرت رو به پایان است. تو با این ادعاهای نادرستی که کرده ای ( طلب خون عثمان ) به سبب فرار از حق به همان راه گذشتگانت گام گذاشته ای ... و پس از حق جز گمراهی نیست.
آن حضرت در جنگ صفین به یارانش فرمود: دشمنان شما حاضر شدند و می دانید که پیشوای آنان، منافق فرزند منافق است که آنان را به سوی آتش فرا می خواند.
قیس بن سعد بن عباده در نامه ای به معاویه نوشت: تو بت فرزند بت هستی. با ناخشنودی اسلام را پذیرفتی و با رغبت از آن خارج شدی ایمانت بی پیشینه است و نفاقت تازگی ندارد.
مغیره می گوید: شبی نزد معاویه بودم و به او سفارش کردم: اکنون که به حکومت دست یافتی، با بنی هاشم به نرمی برخورد کن. معاویه گفت: هرگز! ابوبکر (هنگامی که) به حکومت رسید، به نرم خویی رفتار کرد و نابود شد و نامش از یاد رفت. پس از او عمر آمد. او نیز چنین رفتار کرد و نامش فراموش شد. سپس عثمان خلیفه شد که ما به برتری او نمی رسیم. او نیز کشته شد و از یاد رفت. ولی نام این شخص هاشمی (پیامبر اسلام) را هر روز پنج بار در اذان فریاد می کنند. با وجود زنده ماندن اسم محمد، ما چه می توانیم بکنیم؟! هرگز این پیشنهادها را نمی پذیرم. باید این دین و این شخص را چنان دفن کنم که دیگر نامش را نبرند.
مقدام بن معدیکرب می گوید: به معاویه گفتم: تو را به خدا سوگند، آیا می دانی پیامبر (مسلمانان را) از پوشیدن حریر باز داشت؟ پاسخ داد: آری
گفتم: تو را به خدا سوگند، آیا از پیامبر شنیدی که از پوشیدن طلا نهی کرد؟ پاسخ داد: آری
گفتم: تو را به خدا، آیا می دانی که پیامبر پوشیدن پوست درندگان و نشستن بر حیوانی را که زینش از پوست درندگان است، حرام دانست؟ گفت: آری. گفتم: به خدا سوگند، من همه این چیزها را در خانه تو دیدم.
عطاء بن یسار می گوید: معاویه یک جام طلایی را بیش از وزنش فروخت و معامله ای ربایی انجام داد. ابودرداء به او گفت: از پیامبر شنیدم که این گونه معامله درست نیست. معاویه گفت: به نظر من این گونه معامله، اشکالی ندارد.
جایگاه علمی
معاویه از سواد خواندن و نوشتن برخوردار بود، ولی از دانش هیچ بهره ای نداشت. او در سال هشتم هجری، به ظاهر اسلام آورد و همراه خانواده اش به مدینه کوچ کرد. وی برادر یکی از همسران پیامبر بود و گاه نامه های آن حضرت را می نوشت.معاویه پس از رحلت رسول خدا با اصحاب دانشمند ایشان همنشین نشد و در زمان حکومت بر شام. سیاست جلوگیری از نقل احادیث پیامبر را که عمر پایه گذاری کرده بود، ادامه داد. در مسند احمد بن حنبل از معاویه تنها 64 حدیث آمده است. در دوران حکومت او، هیچ گونه پیشرفت علمی در جهان اسلام پدید نیامد و جز حدیث سازی، دشنام گویی به امیر مومنان و داستانهای ساختگی و برگرفته از اهل کتاب چیزی رواج نیافت.
او خود را کاتب وحی می خواند و با جعل روایت هایی چون: « جبرئیل قلمی طلایی از بهشت آورد و به پیامبر فرمان داد آن را به معاویه دهد تا با آن آیة الکرسی را بنویسد و ثوابش برای خود او باشد». خود را دارای مقام معنوی معرفی می کرد.
افزون بر این، معاویه برای نشان دانش خود، به پیروی از ابوبکر، عمر و عثمان، به بدعت در دین روی آورد و به مخالفت با قرآن و پیامبر پرداخت. بخشی از بدعت های وی عبارت است از: گفتن اذان در نماز عید فطر و قربان، تغییر سنت در دیه، جایز دانستن ازدواج هم زمان با دو خواهر، کامل خواندن نماز در سفر و خواندن خطبه نماز عید پیش از آن، نگفتن تلبیه حج و نگفتن تکبیر هنگام بلند شدن و نشستن در نماز. از سوی دیگر، او امیرمومنان را از دانش جنگ بی بهره می دانست. امام علی علیهالسلام در پاسخ به این ادعا فرمود. به خدا سوگند! معاویه از من سیاستمدارتر نیست، بلکه حیله گر و جنایتکار است و اگر نیرنگ ناپسند نبود، من زیرک ترین افراد بودم.
آرزوها
معاویه دو آرزوی محوری داشت که برنامه زندگی او را تعیین می کرد: فرمانروایی و موروثی کردن حکومت در خاندان فرزند فاسدش، یزید.الف) فرمانروایی
خلیفه دوم که به زنده ساختن بنی امیه در برابر بنی هاشم می اندیشید. حکومت اردن و سپس دمشق را به معاویه سپرد در دوران عثمان، معاویه به حکومت سراسر شام دست یافت. آرزوی بعدی وی، حکومت بر جهان اسلام بود. به همین دلیل، هنگامی که عثمان از او کمک خواست، از یاری اش چشم پوشید و پس از کشته شدنش، فریاد خون خواهی بر آورد. حضرت علی علیهالسلام در پاسخ به ادعای خون خواهی معاویه فرمود: قاتل عثمان تو بودی که به یاری اش نیامدی تا از مرگش بهره ببری.معاویه، سرانجام با حکمیت خود را خلیفه خواند و پس از شهادت امیر مومنان علی علیهالسلام را برای صلح پذیرفت تا به آرزوی دیرینه اش؛ حکومت بر جهان اسلام دست یابد. او پس از رسیدن به قدرت گفت: من برای آن که نماز بگذارید، روزه بگیرید، حج به جای آورید یا زکات بپردازید، با شما نبرد نکردم. من جنگیدم تا حکومت بر شما را به دست آورم.
ب)موروثی کردن حکومت
معاویه در سال 40 هجری، هم زمان با آغاز حکومتش و در حالی که تنها دو پسر داشت، عقیم شد. او برای به خلافت رساندن یزید به هر کاری دست یازید و همه مخالفان را سرکوب کرد. معاویه علاقه اش به یزید را سبب همه انحراف ها و ستم هایش می دانست و در پایان زندگی اش به او گفت: من تمام گردن کشان را برایت رام کردم.نفرت ها
معاویه از اسلام نفرت داشت و در دوران حکومت 20 ساله اش برای نابودی این آیین آسمانی کوشش بسیار کرد. او دشمن بنی هاشم و خاندان پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز به شمار می آمد. به همین سبب، پس از رسیدن به قدرت کوشید سیره حضرت علی علیهالسلام و پیروانش فراموش شود.شیعه کشی و دشنام به امیر مومنان علی علیهالسلام از زمان جنگ صفین آغاز شد و پس از امضای پیمان صلح گسترش یافت. معاویه کسانی چون مغیره، کثیر بن شهاب، مروان، عمرو بن سعید و زیاد بن ابیه را که در دشنام گفتن به امیر مومنان علی علیهالسلام و وارد آوردن فشار بر شیعه معروف بودند، فرماندار ساخت.
او علی علیهالسلام را این گونه دشنام می داد و فرمان داد نمایندگانش نیز چنین کنند: خدایا، ابو تراب در دین تو بدعت گذاشت و مانع راه تو شد. بهره اش را لعن شدید و عذاب دردناک قرار ده .
مغیره و سعد وقاص به او گفتند: اکنون که به حکومت دست یافتی، دشنام به علی علیهالسلام را کنار بگذار. او پاسخ داد. نه این برنامه ادامه می یابد تا کودکان بر آن پرورش یابند و بزرگ شوند و بزرگ ترها پیر و فرتوت شوند.
معاویه برای محدود کردن شیعیان و پخش نشدن وصف برتری های امیرمومنان علیهالسلام به فرماندارانش به ویژه فرماندار کوفه دستور داد تا پیروان علی علیهالسلام را از بین ببرند و هر گونه که ممکن است بر ضد آنها گواهی درست کرده و آنان را به مرگ محکوم کنند. هم چنین نامشان را از فهرست بیت المال پاک کنند و خانه هایشان را ویران سازند. او از شیعیان می خواست بر فراز منبر، علی علیهالسلام را نفرین کنند امیر مومنان علی علیهالسلام این موقعیت را پیش بینی کرده و به یارانش فرموده بود: اگر از شما خواستند مرا نفرین کنید، بپذیرید. ولی از من بیزاری نجویید.
زیاد، حاکم کوفه، به معاویه نوشت: مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجا که از قبیله حضرمی اند، بر دین علی علیهالسلام هستند. با آنان چه کنم؟ معاویه پاسخ داد: هر کسی را که بر دین علی علیهالسلام است، بکش و پیکرش را مثله کن. هنگامی که حجر بن عدی و یارانش را به شام فرستادند. برخی برای عده ای از همراهان حجر بن عدی برخاست، مخالفت کرد. تنها جرم حجر، اعتراض به دشنام گفتن به حضرت علی علیهالسلام بود.
امیرمومنان علی علیهالسلام در جنگ صفین، درباره دشمنی معاویه با بنی هاشم چنین فرمود: به خدا سوگند، معاویه دوست دارد حتی یک تن از بنی هاشم بر جا نماند. او اراده کرده است بنی هاشم را از بین ببرد تا ریشه کن شوند و از خانه های آنان دود برخیزد.
معاویه شناسی
معاویه شناسی
1.زمانی که در کلاس درس عبدالرزاق صنعانی که به گفته ذهبی از علمای موثق است نام معاویه به میان آمد گفت: لا تقذر مجلسنا بذکر ولد ابی سفیان جلسه ما را با بردن نام آل ابی سفیان آلوده نکن.(میزان الاعتدال ج2 ص610)
2.یحیی بن عبدالحمید حمانی که ابن معین و دیگران او را موثق دانسته اند می گفت :کان معاویه علی غیر مله الاسلام دین و آیین معاویه اسلام نبود.
(میزان الاعتدال ج4 ص392)
وي با بيان اين كه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است، گفت كه نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت ميگيرد ناشي از اين تفكر است.
این وبلاگ به یکی از هموطنان شما که قبلا سنی مذهب بوده و بعد از مطالعه کتابهای زیادی از اهل سنت و شیعه به مذهب تشیع گراییده است تعلق دارد.امیدوارم بتوانم همکیشان سابق را که متعصبانه به دین و مذهب نگاه می کنند از تعصب کورکورانه ای که ناشی از عدم مطالعه است دور کنم.چون علمای اهل سنت سنی مذهبان را از مطالعه کتب شیعه منع می کنند و این ظلم بزرگ و گناه نابخشودنی برعلیه بخش عمده ای از بشریت است. مطمئنم آنها هم چون من بعد ازمطالعه کتابها تغییر می کنند.